Lilypie Kids Birthday tickers

داریم دیکته هر شب را می نویسیم. میگم بنویس بادام ... زمزمه میکنه ب اااا دد ااا ممم و مینویسه... یه لحظه کلاسشون رو زمان دیکته نوشتن تصور میکنم خندم میگیره و می پرسم : مامانی تو کلاستون وقتی دیکته می نویسین همینطوری همه زمزمه میکنن؟ 

جدی جواب میده: آره دیگه همه آروم میگن خوب ما مثل مدرسه موشهاییم دیگه!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 16:44  توسط مامان شایلی | 

27 ام مهر وقتی دفتر مشق شاینا رو باز کردم زیر چند تا سرمشق خوشگل و تمیز و مرتب خانوم پنبه ای معلم مهربون خط کشیده و نوشته بودن: "به به با سوادی شما مبارک" ... مشق اون روز اولین کلمه ای بود که همه ما با اون کلمه به دنیای باسوادی قدم گذاشتیم ... " آب " ...  چه زبان شیرینی داریم که کلید ورود به دانشش زلالی و پاکی آب است ... 

اشتیاق شاینا به یادگیری سواد چیزی بیش از زیاده! شاید بهتره گفت حریص یاد گرفتنه و شدت این اشتیاق از زمانی شروع شد که بابا شاهین به خاطر تمرین های منظم استخر و یادگیری شنا براش یه مینی تبلت خوشگل هدیه داد و دخترک پا به دنیای وایبر گذاشت و اون موقع بود که نیاز به خواندن و نوشتن خودش رو بیش از قبل نشان داد مخصوصا بخاطر نداشتن تلفن در خانه جدید چت کردن مهم ترین وسیله ارتباطی ما با دنیای بیرون شده. کشف نوشتن های جدید و تلاش برای خواندن های جدید لذتیست که دخترکم با بند بند وجودش لمس میکنه و این پنجره نو روشنایی تازه ای به تمام وجود من هم میبخشه انگار من هم دارم خیلی چیزها رو از نو میبینم.  

زیبایی نوشته های مکشوفش لغات جدید رو ابداع میکنه : " با هسه تجب!" یعنی "باعث تعجب "!! در عین حال که جملاتی مثل سلام من شاینا هستم ... مامان نوشین خوبی؟ ... مرسی ممنون ... خاله بیا ... کامل میتونه بنویسه.  و اگر هم نخواد مزاحم ما باشه ضبط میکنه و می فرسته که: مامان نوشین لطفا دیگه ننویسین صدا ضبط کنین مامانم نمیتونه بیاد تو خوندن به من کمک کنه!! 

و من این روزها به جرات میتونم بگم تو این هفت سال اولین باره که انرژی زیادی صرف نمیکنم! دخترک بدقلق من که در هر مرحله ای از رشدش ازم انرژی مضاعفی میخواست برای کلاس اولش بسیار مستقل تر از هر دوره ای رفتار میکنه و من واقعا فقط نظارت میکنم و هزاران بار لذت می برم و شاکر خدای مهربون هستم. 

و به یاد تیکه های خوشمزه روزانه چند تیکه خوشمزه شاهدونه ای حسن ختام این پست در ادامه مطلب: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آبان1393ساعت 9:37  توسط مامان شایلی | 

یک هفته ایست که شکوفه سبز پوشی داریم که صبحها ساعت شش و نیم بیدار میشه صبحانه شو کامل میخوره و ساعت هفت و بیست دقیقه سه تایی از خونه بیرون میایم  شکوفه سبز پوش رو میرسونیم به باغ شکوفه ها و خودمون راهی محل کار میشیم. ساعت دو و ربع هم مهسا جون میره بهشت شکوفه ها و شکوفه رو برمیداره و میرن خونه تا من ساعت ۶ برسم خونه.

همین برنامه بی کم و کاست. حسابی زندگی با برنامه ریزیی داریم اگه حتی پنج دقیقه دیر و زود بشه با این ترافیک این روزهای تهران کل برنامه ها به هم میریزه. با وجود اینکه مسافت خونه تا مدرسه زیاد نیست اما هنوز نتونستیم ساعت هفت و نیم مدرسه باشیم و شکوفه کلاس اولیمون مثل خیلی های دیگه صبحگاه رو از دست داده ولی به موقع به کلاسش رسیده. واسه همین ازمون دلخوره که نتونسته هنوز مبصر بشه. اما امان از این ترافیک ...

تکالیف ظهر رو سایت مدرسه و ایمیل شاینا فرستاده میشه و چه لذتی داره دخترک بصورت خودکار و اتوماتیک خودش تکالیفش رو به خاطر سپرده و انجام میده. چقدر خوشحالم که هیچ وقت دخالتی تو کارهای پیش دبستانش نمیکردم و بهش اعتماد داشتم و حرفش رو قبول میکردم. نتیجه اش رو الان می بینم مخصوصا وقتی گروه وایبری مامانهای شکوفه بنفش (کلاس شاینا) نالان از شیطنتهای بچه هاشون هستند و هر روز سرگردان که امروز تکلیف چیه چکار باید بکنن چی باید ببرن و چی نباید ببرن ... فقط به نوشته های ایمیلشون اتکا میکنند در حالیکه شاهدونه ما دقیقا کارها و خواسته های مدرسه رو بی کم و کاست بهمون منتقل میکنه و تا قبل از رسیدن من تکالیف رو انجام داده. بهتون تاکید میکنم کمی بچه ها رو آزاد بذارین حرفهاشون رو قبول کنین خوب یاد میگیرن کارهاشون رو مستقل انجام بدن.

و اما خودم ... بعد از یک تابستان بسیار پرکار و پرفکر این پاییز کم خواب مزید بر علت شده که دائم خسته باشم ولی خوشحالم که خستگی فقط جسمانیست و روح خسته ای ندارم. خدارو شکر ...

دخترم کلاس اولی شد. من هم خیلی خوشحالم ولی واسم جالب بود ذوقمرگ نشدم! انگار کمی دارم منطقی میشم. حتی روز اول مهر هم به خاطر شرکت تو یه جلسه نتونستم همراهش باشم و با بابا راهی مدرسه شد و خاطره من به همان جشن شکوفه ها محدود شد. اما همینها از شاینا دختری عاقل و منطقی ساخته که در برابر چشمان متحیر من و بابا شاهین بزرگ شده و خانومی میکنه. استقلالش مهم ترین مزیت این روزهاشه بینهایت شیرین و دلچسبه بی اندازه ... شبها هم قصه جدیدی برای خواب داریم : وقتی شایلی کلاس اول بود! ... قصه روزهای کلاس اولی من و چقدر خوب خاطرات کلاس اولی خودمو یادمه. شبها با دخترم چشمهامونو می بندیم و میریم به سی سال پیش ...

به امید روزی که من ۶۷ ساله باشم و شاینا تو ۳۷ سالگی خاطرات شایلی و شاینای کلاس اولی رو واسه فرزندش تعریف کنه .... چه فکر شیرینی

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 15:51  توسط مامان شایلی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شاهدونه ناز من شاينا جان
رشد و بالندگي تو در زندگي آنقدر جذاب و شيرين است كه ميخواهم هر لحظه از آن را به خاطر بسپارم. آمدم تا از تو بنويسم. از تو كه مرا شايسته "مادر" بودن كردي. اميد كه لايق اين ناميدن باشم.

پیوندهای روزانه
محک
گل فروش مترو
نی نی فا (کودکان فارسی)
کودک شیرین من
زایمان شیرین ترین سختی دنیا
بیبی تی وی
نی نی به به
دیکشنری آریانپور
روانشناسی کودک
نی نی سایت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1393
مهر 1393
مرداد 1393
اسفند 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
آرشيو
پیوندها
لیلی و آراز
فرناز و مانی
افشان و مارتیا
هنا و سحرهایش
مهسا و باران
شهرزاد و شرمینه
ریحانه و سپهر
رکسانا و آوین
الهام و غزل
حوریه و شایان و پرنیا
الناز و آرشیدا
رویا و عرفان
الهام و آذین
شیوا و دینا
زهرا و صدرا
ساناز و دانیال
مانا و مانیا
نازنین و آرتین
شبنم و مانی
گلی و غزل
بهاره و امیر و آوا
توتی و عسل
نسیم و آرتین
هاله و ارشیا
منصوره و نورا
پروین و کیاراد
کیاراد کوچولو
عادله و الهه
فلامک و آمی تیدا
مهشید و تارا
آزاده و محمد علی
پانیذ و رادین
مهناز و نیکا
سمیرا و رژین
مامانی و سارا
سارا و تارا
آزاده و فرزان
عاطفه و محمد مهدی
نیلوفر و سامیار
فاطمه و صبا
شیرین و لیلی
لیلی کوچولو
هدی و شاینا
مهتاب و امیر مهدی
شعله و پیام و پویا
مریم و ستایش و امیرعلی
بابا هومن و سپنتا
آرزو و صبا و محیا
آرزو و صبا
ارغوان و سپهر و شیدا
فهیمه و پرهام
پرنیان خانوم کوچولو
پریسا و شاینا
مهناز و آروین
نسرین و باران
نونوش و آوا
مریم و آرین و آرتین
غزاله و امیرعلی
ری را و سنا
راحله و هانا
نازنین و ویانا
حوا و پسرش
سمیرا و سپهر
آشپزخانه شیما جون
سه شاعر ناز کوچولو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان